پست‌ها

نمایش پست‌هایی با برچسب اجتماعی

روز جهانی پیشگیری از خودکشی 10 سپتامبر

تصویر
جمعه 19 شهریور 1389 امروز روز جهانی پیشگیری از خودکشی است. حدس زده می شود سالیانه بیش از یک میلیون نفر در جهان از طریق خودکشی جان خود را از دست می دهند. با توجه به آمار نسبتاً بالای خودکشی در ایران و به ویژه در نقاط محروم کشور اهمیت دادن به این روز توسط نهادهای مربوطه در کشورمان، از اهمیت بالایی برخوردار است. ما روان شناسان به عنوان یکی از حرفه هایی که در کنار روان پزشکان، جامعه شناسان، مددکاران اجتماعی و حتی حقوق دانان به طور مستقیم با این پدیده سروکار داریم، باید پیش از گذشته به این موضوع توجه نشان دهیم. حداقل با تشکیل انجمن های تخصصی مربوط به این موضوع می توانیم در زمینه پیشگیری از رفتار خودکشی، کاهش صدمات ناشی از آن و تربیت متخصصانی که در این زمینه صلاحیت حرفه ای داشته باشند ( مانند کاری که این موسسه در بیش از 50 سال گذشته انجام داده ) در جهت بررسی علمی و کاهش آن در جامعه بکوشیم. هر چند نمی توان تنها علت خودکشی را فقر دانست، شاهد مدعا هم گزارش اخیر از هزینۀ 32 میلیارد دلاری که خودکشی های ناشی از افسردگی و هزینه های بالای اقتصادی در کشور پیشرفته ای مانند ژاپن داشته، اما فقر یکی از ع...

فقر فرهنگی

جمعه  19 شهریور 1389 موضوع توسعه و عدالت درکشورمان در چند دهۀ گذشته مطرح بوده. روی این موضوع که چه مدل توسعه ای را برای کشورمان داشته باشیم که در کنار پیشرفت، عدالت را نیز گسترش دهد، اختلاف نظره. عده ای معتقدند توسعه، عدالت و پیشرفت را نمی توان به زور به جامعه تزریق کرد، نیاز به کار فرهنگی داره؛ و عده ای به سیاستی که به سیاست کمیته امدادی معروفه، معتقدند. می گن باید با تزریق پول و سرمایه کشور سطح زندگی مردم را بالا آورد. بدون اینکه قصد ورود به این مباحث را داشته باشم (که البته از تخصص من هم خارجه) دو خاطره به همراه متن بسیار زیبای از دکتر شریعتی در مورد فقر رو ذکر می کنم:  - دوستی می گفت در فروشگاه لوازم خانگی بوده که فردی با ظاهر نه چندان مرتب را دیده که مشغول ورانداز کردن تلویزیون های ال سی دی است. وقتی قیمت رو از صاحب مغازه می پرسه، وی بعد از دادن قیمت می گه: می تونی پول این جور تلویزیونی رو بدی؟ بندۀ خدا میگه: سهام عدالتم رو دادن، کمی هم از سهمیه نقدی کمیتۀ امدادم پس انداز کردم ... - یکی از اقوام موسسۀ ای داره که در ارتباط با کار اصلی اش، مجبوره به خانه های افراد تحت پوشش سرک...

اصول زندگی که موجب پیشرفت می شود

17 دی 1388 یکی از دانشجویانم با خواندن مطلیی که در مورد اخلاق مداری نوشته ام، مطلب زیر را فرستاده که خواندنش بی فایده نیست: وقتي كه رفتارهاي مردم كشورهاي پيشرفته و ثروتمند را تحليل مي‌كنيم متوجه مي‌شويم كه اكثريت غالب آن ها از اصول زير در زندگي خود پيروي مي‌كنند: 1) اخلاق به عنوان اصل پايه، 2) وحدت، 3) مسئوليت پذيري، 4) احترام به قانون و مقررات، 5) احترام به حقوق شهروندان ديگر، 6) عشق به كار، 7) تحمل سختي‌ها به منظور سرمايه‌گذاري روي آينده، 8) ميل به ارائه كارهاي برتر و فوق‌العاده، و 9) نظم‌پذيري اما در كشورهاي فقير تنها عده قليلي از مردم از اين اصول پيروي مي‌كنند. ما ايرانيان فقير هستيم نه به اين خاطر كه منابع طبيعي نداريم يا اينكه طبيعت نسبت به ما بيرحم بوده‌است. ما فقير هستيم براي اينكه رفتارمان چنين سبب شده‌است. ما فاقد اهتمام لازم جهت آموختن و رعايت اصول فوق كه توسط كشورهاي پيشرفته شناسايي شده ‌است هستيم.

به من نگو نفهم، که می فهمم!

چهارشنبه 2 10 1388 این شعر گونه را در وب سایتی خواندم، شعری نغز و پرمعنا است: به من بگو نگو، نمی گویم به من نگو نفهم، که می فهمم!!

سونامی تقلب در تولیدات علمی توسط مسئولین!!

پنج شنبه 19 9 1388 از قرار معلوم زنجیرۀ تقلب در تهیه متون علمی توسط مسئولین عالی رتبه کشورمان تمامی ندارد. اخیرا مجله نیچر در مقاله ای موارد بیشتری از تقلب در تهیۀ مقاله های علمی توسط وزرا و مسئولین عالی رتبۀ اجرایی کشور منتشر کرده است. متأسفانه با انتشار این موارد (که کسی نمی تواند در درستی آن ها شک کند) وضعیت از آنچه قبلاً بود بدتر شده است. چگونه می توان به جوان گفت که تقلب (چه در کار علمی و چه در زندگی) نکند و صداقت داشته باشد. اگر به جای پوشاندن این خطاها با افراد برخورد می شد، کار به اینجا نمی رسید. بخشی از علت را متأسفانه در این باید جستجو کرد که در ایران همه می خواهند در همۀ زمینه ها سرآمد باشند. گفتن این که این تخصص من نیست و نمی دانم، نوعی ننگ است. اگر نگاهی به کارهای تخصصی دانشمندان در کشورهای پیشرفته بیندازیم متوجه می شویم که یک فرد تمام عمر کاری و علمی خود را بدون این که مسئولیت سیاسی یا اجرایی داشته باشد، وقف روشن کردن یک موضوع بسیار جزیی کرده که اگر در کشور ما مطرح شود خواهیم دید همه با هر تخصصی خود را در آن صاحب نظر می دانند!! در ایران، فرد می خواهد در زمانی که یک مسئول ...

وقتی دروغ و بی اخلاقی بی داد می کنه!

چهارشنبه 18 9 1388 نمی دانم با خواندن این خبر و بعد جوابیه آن در این پیوند (به بخش نظرات خصوصاً نظر دوم دقت کنید) چه احساسی به شما دست می دهد. جامعه ای که قرار بود اخلاق مدار باشد و ارزش ها در آن محور قرار گیرد چگونه توسط عده ای نامسئول سودجو به بازی گرفته شده! پس از دیدن جوابیه، سایت به اصطلاح دانشگاه تخصصی برکلی را چک کردم و در وهلۀ اول به دروغ بودن چنین دانشگاهی پی بردم. هر کسی که اندکی با وب گاه های دانشگاه ها، خصوصاً در کشورهای پیشرفته، آشنایی داشته باشد به راحتی می تواند به دروغ بودن این دانشگاه پی ببرد. به طور مثال به این وب گاه به اصطلاح دانشگاه که اسمی مشابه با دانشگاه مدعی آقای دکتر قلابی دارد نگاه کنید. اگر به صفحه ی اعضاء هیات علمی این به اصطلاح دانشگاه بروید خواهید دید کل دانشگاه با 12 نفر و فقط یک نفر با مدرک دکتری اداره می شود!!! صدها نوع از این دانشگاه های قلابی در جهان وجود دارد که با گرفتن مبالغی ناچیز به انسان های سودجو مدرک می دهند. متأسفانه انسان های متقلب بی سواد فکر می کنند مخاطبان آن ها مانند خودشان بی سواد هستند و با به کار بردن چند اصطلاح انگلیسی می توانند بقی...

دموکراسی، کمونیست، فاشیسم و اسلام از دید شریعتی

سه شنبه 17 9 1388 مقایسۀ بین چندین مکتب از دیدگاه سیاسی که منصوب به دکتر شریعتی است را در جایی خواندم و به نظرم جالب آمد: دموکراسی میگوید: حرفت را خودت بزن نانت را من می خورم. مارکسیسم میگوید: نانت را خودت بخور حرفت را من میزنم. فاشیسم میگوید: نانت را من میخورم، حرفت را هم من میزنم، تو فقط برای من کف بزن. اسلام حقیقی میگوید: نانت را خودت بخور، حرفت را هم خودت بزن، من برای اینم که به حق برسی. اسلام دروغین میگوید: تو نانت را بیاور بده به ما، ما قسمتی از آن را جلویت می اندازیم و تو حرف بزن ... اما حرفی که ما می گوییم.

16 آذر در ایران و بیرجند!!

دوشنبه 16 9 1388 امروز 16 آذر روز دانشجو بود. از دغدغه های اجتماعی دانشجویان در دانشگاه های ایران به ویژه در تهران گزارش هایی شده است، اما برگزاری این روز در دانشگاه بیرجند (حداقل در دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی) جالب و از فاصلۀ زیاد دانشجویان این دانشگاه با سایر دانشگاه ها حکایت دارد! صبح که وارد دانشکده شدم کیک خامه ای بزرگی را روی دست یکی از دانشجویان دیدم حدس زدم احتمالاً همکلاسی های آن ها ازدواج کرده اند. این تصور زود رنگ باخت! یکی از همکاران لحظاتی بعد با عصبانیت از صدای دست زدن و شادی دانشجویان در ساعت کلاسی به نحوی که مخل برگزاری کلاس درس ایشان شده بود ابراز ناراحتی کرد. فاجعه آمیز اینکه در ساعت کلاسی بوده و استاد هم در کلاس حضور داشته، نه خود درس داده و نه اجازه داده کلاس های دیگر حداقل به روال عادی برگزار شود. نه تنها در آن کلاس حرفی از معظلات دانشگاه و جامعه نبوده، بلکه فکر کرده اند این روز، روز جشن و شادی و پارتی و گرفتن عکس یادگاری است!! ظهر هم که از دانشکده خارج می شدم عده ای دیگر مشغول نصب شرشره و بادکنک!! بودند احتمالاً بنده خداها فکر کرده اند تولد کسی است!!

عیب جویی

سه شنبه 19 8 1388 مقاله ای تحت عنوان «این شرک تقوا نام!» از دکتر محقق داماد را در روزنامه اطلاعات به تاریخ 25 شهریور 1388 خواندم . مقاله ی جالبی است که در مورد آفات امر به معروف و نهی از منکر است. به مواردی چون عیبجویی، دروغ، افتادن در پوستین خلق و ... اشاره کرده. جمله ای از مقاله در مورد عیبجویی را که با شعری از پروین اعتصامی همراه شده، اینجا می آورم که بیش از همه به خودم تذکری دهم که زیاد عیبجویی نکنم. زیبایی ها و نکات مثبت را بیش از نکات منفی ببینیم: حقیقت عیبجوئی دیگران ناشی از وضعیت روانی شخص عیبجوست. و به قول پروین اعتصامی: گفتن از زشتروئی دگران + نشود باعث نکوروئی تو گمان می‌کنی که شاخ گلی + به صف سرو و لاله می‌روئی یا که همبوی مشک تاتاری + یا ز ازهار باغ مینوئی خویشتن، بی سبب بزرگ مکن ‏+ تو هم از ساکنان این کوئی ‏ ره ما، گر کج است و ناهموار + تو خود، این ره چگونه می‌پوئی ‏ در خود، آن به که نیکتر نگری + اول، آن به که عیب خود گوئی ‏ ما زبونیم و شوخ جامه و پست + تو چرا شوخ تن نمی‌شوئی

همه جا می توان زندگی کرد و خوب هم زندگی کرد

یکشنبه 3 آبان 1388 چند وقت پیش جمله ای را دیدم که خیلی خوشم آمد و مدتی هم در اتاق کارم نصبش کرده بودم. چمله این بود: «همه چا می توان زندگی کرد و خوب هم زندگی کرد». اما آیا واقعاً این امر شدنی است؟ بسیاری از روان شناسان معتقدند شادی و لذت امری درونی است و انسان ها باید بیاموزند که به دنبال شادی در بیرون نباشند. اگر شادی، شعف و لذت از زندگی را در درون جستجو نکنیم و به دنبال مظاهر آن در بیرون باشیم با رسیدن به آن عوامل بیرونی خواهیم دید در سراب به سر برده ایم. البته نمی توان منکر شد که انسان موجودی اجتماعی است و نمی تواند در حصاری از اعتقادات و الزامات درونی، خود را محصور کند. بسیاری اوقات سعی می کنیم خوب زندگی کنید ولی محیطی که در آن زندگی می کنیم این را بر ما نمی پسندد، چون در بعضی محیط ها خوب زندگی کردن (با مؤلفه هایی مانند صداقت داشتن، مهربان بودن، نیکی کردن و .....) با سوء تفاهم هایی که در مغایرت با فرهنگ رسمی آن جامعه قرار می گیرد مواجه شده و تفسیرهای ناصوابی از آن می شود. به عبارت دیگر اگر خواسته باشید اصل فوق را پیاده کنید و حتی اگر شما به محیط کاری نداشته باشید، بعضی اوقات محیط ب...

رمز موفق شدن در سیستم اداری ایران

شنبه 2 آبان 1388 موارد زیر رو یکی از دوستان برام فرستاده. طنزه ولی طنز تلیخه که (شاید نه همش ولی) حداقل بعضی از مواردش در سیستم اداری ایران واقعیت داره: 13 روش براي موفق شدن در سازمانهاي دولتي ايران: يكي از دوستان ما روي دست آقاي «برايان تريسي» رو زده و 13 روش ناب براي موفق شدن در سازمانهاي دولتي در ايران رو كشف كرده است. در صورتي كه كارمند دولت هستيد حتما از اين تجربيات استفاده كنيد: 1- در يك سيستم دولتي؛ سعي كنيد «لال بودن» را تمرين كنيد! اين تمرين در ميزان عزيز بودن شما بسيار موثر است. 2- در يك سيستم دولتي؛ هيچگاه كارمندان را با يكديگر مقايسه نكنيد؛ چون قطعا شاهد تبعيض خواهيد بود. 3- در يك سيستم دولتي؛ اگر مديرتان 3 يا 4 ايراد دارد انتظار رفتنش را نكشيد، چون قطعا نفر بعدي او 43 ايراد دارد! 4- در يك سيستم دولتي؛ مي توانيد با كارهاي كم و كوچك، محبوبيت فراواني به دست آوريد؛ فقط كافي است «زبان» خود را تقويت كنيد! 5- در يك سيستم دولتي؛ ممكن است كه هر چه بيشتر كار كنيد، بيشتر خوار و خفيف باشيد. 6- در يك سيستم دولتي؛ با اشكالات سازمانتان بسازيد و هرگز آنها را با مديرتان در ميان نگذاريد؛...

چه كشكي، چه پشمی

دوشنبه 20 مهر 1388 قرآن در بیان سستی ایمان مردم می گوید وقتی که سوار برکشتی می شوند و دریا طوفانی می شود، خداوند را با تمام وجود می خوانند و وقتی به ساحل می رسند، همه چیز فراموش می شود (نقل به مضمون). اشاره به زمانی است که فقط خدا را زمانی می شناسیم که نیاز داریم. این مفهوم در داستان زیر از کتاب کوچه احمد شاملو را یکی از دوستان برایم فرستاده به طورظریف همین را می گوید: چوپاني گله را به صحرا برد به درخت گردوي تنومندي رسيد. از آن بالا رفت و به چيدن گردو مشغول شد كه ناگهان گردباد سختي در گرفت، خواست فرود آيد، ترسيد. باد شاخه اي را كه چوپان روي آن بود به اين طرف و آن طرف مي برد. ديد نزديك است كه بيفتد و دست و پايش بشكند. در حال مستاصل شد .... از دور بقعه ی امامزاده اي را ديد و گفت: اي امام زاده گله ام نذر تو، از درخت سالم پايين بيايم. قدري باد ساكت شد و چوپان به شاخه قوي تري دست زد و جاي پايي پيدا كرده و خود را محكم گرفت. گفت: اي امام زاده خدا راضي نمي شود كه زن و بچه من، بيچاره، از تنگي و خواري بميرند و تو همه گله را صاحب شوي. نصف گله را به تو مي دهم و نصفي هم براي خودم .... قدري پايين تر...

مجموعه مقاله های همایش امنیت انسانی

چهارشنبه 8 مهر 1388 علی رغم رایزنی های متعدد موفق نشدم هزنیه ی چاپ مجموعه مقاله های همایش بین المللی امنیت انسانی را از دانشگاه و حامی اصلی مالی همایش (استانداری خراسان جنوبی) تأمین کنم. استانداری خراسان جنوبی حدود پنچاه میلیون تومان را کتباً تعهد کرده بود که برای همایش بپردازد که فقط پانزده میلیون تومان را پرداخت!!! تعجب نکنید مصداق واقعی این آیه از قرآن: وأوفوا بالعهد ان العهد كان مسؤولا (الاسراء ـ 34) را خیلی راحت می توایند همین دور بر خودمان مشاهده کنید! البته فقط استانداری نبود خیلی های دیگر هم که متأسفانه باید همان طور که در حرف توصیه به اسلام می کنند در عمل آن را نشان دهند، هم بودند... بگذریم این مجموعه حاصل یک و ماه نیم کار شبانه روزی ام در تابستان امسال برای ویراستاری و صفحه بندی آن بود. نهایتاً دیروز فایل های مقاله ها را برای نویسندگان فرستادم (با کلی معذرت خواهی). وب سایت دائمی همایش را هم به روز کرده ام تا علاقه مندان بتوانند فایل های مقاله های تمام متن و فایل های چکیده مقاله ها را دریافت کنند

فیلترینگ شدید و جنگ با فناوری

شنبه 28 شهریور ماه 1388 از حدود ساعت 12 بعدازظهر دیروز تا نزدیک ظهر امروز فیلترینگ شدیدی بر فضای اینترنت اعمال شد به طوری که حتی امکان باز کردن ایمیل ها هم وجود نداشت. علت آن هم حوادث روز قدس در تهران بود. به نظر می رسد بعضی فکر می کنند می توانند به جنگ فناوری، آن هم فناوری که بومی نیست و از دیگران گرفته ایم، بروند. هر چند در همه ی کشورها با جنبه های منفی فناوری مقابله می شود اما مسئولیت اصلی این مقابله به اشخاص و خانواده ها واگذار می گردد. در کشور ما متأسفانه راه شکست خورده ای را که تقریباً برای مقابله با همه ی فناوری های جدید رفته ایم، مرتب تکرار می کنیم. حتماً شنیده اید که وقتی برای اولین بار ماشین لباس شویی وارد ایران شده بود خیلی ها شستن لباس را در آن غیر شرعی می دانسته اند. اما حالا تقریباً خانه ای نیست که این وسیله در آن وجود نداشته باشد؛ ایضاً برخورد با رادیو، تلویزیون و ویدیو و حالا با ماهواره و اینترنت. که در همه ی این موارد ابتدا تکفیر بعد برخورد فیزیکی و در نهایت عقب نشینی!! انجام شده است. خوب به خاطر می آورم در بیرجند در تشییع جنازه ی شهدای جنگ در زمان جنگ آقای بختیاری که ...

حوادث اخیر و هویت ملی

دوشنبه 23 شهریور ماه 1388 یکی از موضوعاتی که از سال گذشته به آن علاقه مند شده ام موضوع هویت ملی است . به همین دلیل مقاله ها و یا حوادثی که به نوعی به این موضوع مرتبط می شود را پیگری می کنم. دلیل پیوند به مقاله ی حجه السلام جعفریان نیز در همین ارتباط بود. به نظر می رسد حوادث اخیر به نوعی به هویت ملی شکننده ای که در ایران داشته ایم خدشه وارد کرده. به طور مثال، چند روزی از انتخابات نگذشته بود که تیم ملی فوتبال ایران از کره شکست خورد و از راه یابی به بازی های جهانی باز ماند. همان زمان در مغازه ای شنیدم مشتری با فروشنده صحبت می کرد (البته نجوا) که برای اولین بار در عمرم از باخت تیم ملی خوشحال شده ام!! و در بیان دلیل، به حوادث انتخابات اشاره کرد. مرد میانسالی بود (به ظاهر بالای پنجاه). بسیار متعجب شدم و تا مدتی فکر می کردم که ما با خود چه می کنیم! نشانه ی دیگر این مطلب است که در کامنت های مقاله ی که پیوند آن را در مطلب قبلی داده ام نوشته شده بود: "دیگه هیچ فرقی برام نداره از اسم وطن داره حالم به هم می خوره من از لفظ حمله اسراییل استفاده نمی كنم من می گم كمك اسراییل.ولی هر اتفاقی هم بیاف...

سقوط ارزش ها و اخلاق و دیگر هیچ!

دوشنبه هیجدهم خرداد 1388 در مطلب قبل از گفتمان رایج میان کسانی نوشتم که قاعدتاً از الگوهای جامعه هستند و باید اخلاق و رفتارشان سرمشق جوان ترها قرار گیرد. با اتفاقات هفته ی گذشته در جریان تبلغات انتخاباتی، کورسوی امیدی هم که اگر در این زمینه وجود داشت، فرو پاشید. مطمئناً جامعه ای که به اخلاق و ارزش های اخلاقی پایبند نباشد آینده خوبی نخواهد داشت. صدمه ای که از این نوع تبلیغات به نسل جوان، و هم غیر جوان، و از همه مهم تر کشور و دین خورده قابل جبران نخواهد بود و آن هایی که این زمینه را ایجاد کرده اند باید هم در این دنیا و هم در آن دنیا پاسخ گو باشند. اگر جای امثال من که کار مشاوره می کنیم قرار بگیرند و مجبور باشند یک ساعت و نیم گریه های مادر رنج دیده ای را به دلیل دست کشیدن نوجوانش از دین بشنوند، مطمئناً مسئولانه تر رفتار می کنند و حرف می زنند. اگر گریه ی دوست پزشکی که از اینکه به دلیل عملکردهای آقایان نسبت به نمازش بی تفاوت شده را ببینند، کمی در مورد نوع حرف هایی که می زنند فکر می کردند. اگر این حرف ها درست است وای به حال ما و اگر دروغ است وای به حال ما. هر چند این مطالب نوشدارو پس از مرگ...

گفتمان ما: کوچک ها از بزرگتر ها یاد می گیرند

چهارشنبه ششم خرداد 1388 اگر اهل ورزش یا اخبار باشید حتماً در جریان حاشیه های مربوط به فوتبال قرار گرفته اید. اینکه چرا باید کسانی که قاعدتاً الگوهای جامعه هستند به طور علنی به شیوه ای با یکدیگر سخن بگویند که اگر فرزندانشان در منزل و یا درخلوت با آن شیوه تعامل کنند مورد سرزنش قرار می گیرند، جای تأمل دارد. انیکه چرا در ورزشگاه آزادی در حضور ده ها هزار نفر به سرمربی تیم ملی است فحاشی علنی می شود؟ و چرا همین مربی بعد به طور علنی دیگران را تحقیر می کند و البته ده ها مثال دیگر، باید ذهن مسئولان فرهنگی و اجتماعی جامعه را به خود مشغول کند. به نظر من تحلیل گفتمان های افراد شاخص اعم از هنرمندان، ورزشکاران، سیاستمداران و ........ نشان دهنده وضعیت اسف بار جامعه و فرهنگ ما در این زمینه است. لینک ها و مطالب زیر را هم در همین ارتباط می توانید مشاهده کنید و بعد قضاوت کنید که اگر کوچک های جامعه نتوانند با هم تعامل و گفتمان سازنده ای داشته باشند زیاد نمی شود به آن ها خرده گرفت!! نیم نگاهی به بزرگترها و الگوها جامعه دلیل آن را نشان می دهد: - كسي كه اين حرف را زده بگوييد هنوز براي در افتادن با ؟؟؟ كوچك ا...

مشکل آمار در ایران

چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388 زمانی در اوایل استخدام از من خواسته شد آمار دانش آموزانی که توسط اداره ی آموزش و پرورش بیرجند به اردو رفته بودند را گزارش کنم. بعد از گزارش آمار که چیزی کمتر از 200 نفر بود، مسئول وقت در اداره ی کل استان که از دوستان بودند گفتند: چرا این قدر کم گزارش کرده ای! گفتم: آمار همین بوده است، ما 200 نفر را به اردو فرستاده ایم. گفت: آن 30 نفری را که به مشهد آورده بودید چند نفر گزارش کرده ای؟ گفتم: خوب معلوم است 30 نفر! گفت: اشتباه کرده ای! هر برنامه ای که این ها رفته اند می شود 30 نفر است!! مثلاً اگر در مسیر بیرجند به مشهد کارگاه سفال گناباد را دیده اند می شود 30 ، اگر سه بار حرم رفته اند می شود 90 و .... یعنی ما باید اردوی 30 نفری را مثلا 300 گزارش می کردیم. علت نقل این داستان این است که واقعاً به آمار در ایران نمی شود اعتماد کرد و خصوصاً مسئولینی که بر اساس این آمارها می خواهند گزارش دهند و تصمیم گیری کنند باید خیلی مراقب باشند. وقتی در یک موضوع تقریباً ساده، ولی مهم در سطح کلان کشور مانند انتخابات ریاست جمهوری تفاوت آماری پنج میلیونی در گزارش مسئولان دیده می شود، و...

دوستان

چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388 دوستان واقعی به اندازه ی انگشتان یک دست هم نیستند اما بودن شان قوت قلب و فقدان شان غم جان فزا است. این متن زیبا را از دکتر مهاجرانی در فراق یکی از دوستان صمیم اش بخوانید. .

چرا درمانده ایم؟

شنبه 24 اسفند 1387 معمولاً کمتر پیش آمده کتابی را چند بار بخوانم (البته به جز کتب درسی!!) ولی در تعطیلات عید برای سومین دفعه قصد دارم کتاب چرا درمانده ایم؟ یا جامعه شناسی خودمانی اثر کم نظیر استاد حسن نراقی را بخوانم. بعداً گزیده هایی از کتاب را در بخش خلقیات ایرانی خواهم نوشت ولی به همه توصیه می کنم حداقل یک بار این کتاب را بخوانند. نترسید کتاب قطوری نیست، متن بسیار روانی دارد و اگر تند خوان باشید در یکی/ دو ساعت خوانده خواهد شد.