پست‌ها

نمایش پست‌هایی با برچسب دانشجویی

سخت گیری اساتید و برخورد دانشجو

16 بهمن 1389 ایمیل زیر را یکی از دانشجویان سابق فرستاده. علت بازتاب آن در اینجا تأکید بر این نکته است که سخت گیری ها و، گاهی، اوقات تلخی های اساتید برای بسیاری از دانشجویان در طی دورۀ تحصیل شان ناگوار است، اما مطمئناً اگر دانشجو اهل باشد و تشنۀ کسب دانش و پیشرفت، این موارد را به دل و جان می خرد و از آن بیشترین استفاده را می کند. دانشجویی که این ایمیل را زده در اکثر دروس نمرۀ بالایی از واحدهایی که با من گذرانده، نگرفته است و حتی در یک درس نمرۀ قبولی را نیز اخذ نکرد و مجبور به تجدید درس شد. اصولاً معتقدم نمره (حداقل در بعضی از موارد) نمی تواند ملاکی بر اهل فن بودن دانشجو باشد. این دانشجو را می توانم از معدود دانشجویانی بدانم که به معنای واقعی کلمه، متفکر بود، و از چندان جدیت و هدفمندی در زندگی برخوردار، که در پایان دوره از بهترین دانشجویان، و هم اکنون بعد از اتمام دورۀ تحصیلی اش، از همکاران علمی ام محسوب می شود. ---- با سلام و عرض ادب امشب داشتم ايميل هايي که طي اين دوساله بين من و شما رد و بدل شده بود رو مرور ميکردم. خيلي برام جالب و آموزنده بود. خاطرات دو ساله برام زنده شد. از اون ...

شروع سال جدید در دانشگاه بیرجند و تکرار مکررات

 27 شهریور 1389 امروز مطابق تقویم اعلام شده، شروع سال تحصیلی 90-1389 دانشگاه بود و البته مانند سال های قبل! از قرار معلوم کسی آن را زیاد جدی نگرفته بود. اول وقت با یکی از دانشجویان ارشد قرار داشتم با تأخیری یک ساعته آمد و گفت سرویس های دانشجویی راه نیفتاده بودند و بعد از ساعتی معطلی، حدود نه و نیم به دانشکده رسیده بود. چون دانشجویان هم ارزیابی درستی!! از وضعیت دارند، کلاسی هم تشکیل نشده بود. یکی از اساتید می گفت مَثل دانشجویان، مثل کارگر منزل ما است که هر موقع بیاد، باید ساعت 12 بره و برای 4 ساعت هم حقوق بگیره! دانشجویان (و من اضافه کنم ما اساتید) می دانیم هر روز و به هر وضعی که شروع کنیم، برای ما همان 18 هفته سال تحصیلی رو محاسبه می کنند. دانشجویان خوشحال از اینکه هفته ای را از کلاس فرار کرده اند، ما هم خوشحال از اینکه بدون زحمت حقوقی گرفته ایم. اما چه چه نوع خوشحالی!! خوشحالی به بهایی بسیار گزاف که ضربه زدن به خودمان و کشورمان است.

مراحل چهارگانۀ پژوهش علمی!!!

20 فروردین 1389 دوستی معتقد است که مراحل پژوش علمی و پروژه های دانشگاهی درایران (و من اضافه کنم در خیلی از کشورها!!) به شرح زیر خلاصه می شود: یک: CTRL + A = انتخاب همۀ یک متن دو: CTRL + C = کپی کردن متن سه:CTRL + V = انتقال متن کپی شده یا همان به اصطلاح چسباندن چهار: CTRL + P = پرینت کردن و تحویل استاد اگر خواستید از این دست شوخی ها خصوصاً با پژوهشگران و دانشجویان تحصیلات تکمیلی را بخوانید و البته بدانید که تنها این امر در ایران شایع نیست، به این پیوند سری بزنید. می توانید عضو شوید تا آخرین کاریکاتورها و طنزها در این زمینه را برای تان از طریق ایمیل ارسال کنند. البته به زبان انگلیسی.

راهنمای نگارش و پژوهش علمی

20 فروردین 1389 ویرایش دوم کتابجۀ راهنمای کاربردی نگارش و پژوهش علمی را از طریق این پیوند در صفحۀ مواد آموزشی ، صفحۀ خانگی ام قابل دریافت است. در سال گذشته به دلیل عدم آشنایی دانشجویان با بعضی نکات نگارشی و استانداردهای اولیه نگارش و پژوهش علمی وقت زیادی صرف نوشتن این نکته ها در حاشیه تکالیف درسی و پژوهشی آن ها شد. لذا فکر نوشتن راهنمایی برای این کار به ذهنم خطور کرد. راهنمای کاربردی نگارش و پژوهش علمی نکات کلیدی و کاربردی برای پژوهشگران مبتدی و دانشجویان تحصیلات تکمیلی را فراهم می کند و به ویژه برای دانشجویان دانشگاه بیرجند تهیه شده اما سایر پژوهشگران و دانشجویان هم می توانند از آن استفاده کنند. قصد دارم تکالیف دانشجویان را ابتدا با این فرمت تطبیق دهم و چنانچه قالب های درخواستی را رعایت نکرده باشند کار آن ها برگشت داده شود. با این کار ضمن صرفه جویی در وقت، دانشجویان هم شیوۀ نگارش علمی را خواهند آموخت (یا مجبور خواهند شد بیاموزند!!). مطالب اصلی این کتابچه عبارتند از: قالب نگارش و تایپ، نکات کلیدی در انتخاب موضوع تحقیق، نحوۀ نگارش پیشنهاده و گزارش تحقیق، شیوۀ منبع نویسی و ارجاع درون مت...

16 آذر در ایران و بیرجند!!

دوشنبه 16 9 1388 امروز 16 آذر روز دانشجو بود. از دغدغه های اجتماعی دانشجویان در دانشگاه های ایران به ویژه در تهران گزارش هایی شده است، اما برگزاری این روز در دانشگاه بیرجند (حداقل در دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی) جالب و از فاصلۀ زیاد دانشجویان این دانشگاه با سایر دانشگاه ها حکایت دارد! صبح که وارد دانشکده شدم کیک خامه ای بزرگی را روی دست یکی از دانشجویان دیدم حدس زدم احتمالاً همکلاسی های آن ها ازدواج کرده اند. این تصور زود رنگ باخت! یکی از همکاران لحظاتی بعد با عصبانیت از صدای دست زدن و شادی دانشجویان در ساعت کلاسی به نحوی که مخل برگزاری کلاس درس ایشان شده بود ابراز ناراحتی کرد. فاجعه آمیز اینکه در ساعت کلاسی بوده و استاد هم در کلاس حضور داشته، نه خود درس داده و نه اجازه داده کلاس های دیگر حداقل به روال عادی برگزار شود. نه تنها در آن کلاس حرفی از معظلات دانشگاه و جامعه نبوده، بلکه فکر کرده اند این روز، روز جشن و شادی و پارتی و گرفتن عکس یادگاری است!! ظهر هم که از دانشکده خارج می شدم عده ای دیگر مشغول نصب شرشره و بادکنک!! بودند احتمالاً بنده خداها فکر کرده اند تولد کسی است!!

بورس دکتری در دانشگاه لیدز انگلستان

دوشنبه 16 9 1388 کسانی که قصد ادامه تحصیل در خارج را دارند می توانند در این لینک اطلاعات مربوط به فرصت بورسی که دانشگاه لیدر در انگلستان ایجاد کرده را مطالعه کنند. تا 20 ژانویه 2010 فرصت ارسال مدارک است.

خودکارآمدی، خود ارزشمندی و استاد برخط!!

پنجشنبه 30 مهر 1388 امروز یکی از دانشجویان ازطریق ایمیل تفاوت خودکارآمدی و خود ارزشمندی رو پرسید. پاسخش رو که دادم اضافه کردم قرار نیست وقتی من در اکثر اوقات برخط (همون آنلاین خارجی ها!!) هستم هر کس هر سؤالی رو داشت از من بپرسه! اگر این جوری بره جلو که من باید تمام روز رو مشغول پاسخ دادن به سؤالات ریز و درست بشم و کار رو زندگی رو تعطیل کنم! یعنی بشم دایره المعارف برخط! به نظر من یکی از مهم ترین موضوعاتی که در نظام آموزشی (خصوصاً آموزش عالی) ما مورد غلفت قرار گرفته عدم افزایش مهارت های دانشجویان در موضوعاتی است که به آن نیاز دارند. با همان سیستمی که از دبیرستان وارد دانشگاه می شوند با همان سیستم هم از دانشگاه خارج می شوند. دکتر مجتهدزاده می گفت: نظام بخوان، امتحان بده و فراموش کن!! جعبه ای از اطلاعات ریز و درشت که در بسیاری از موارد بعد از مدتی هیچ چیزی در آن باقی نمی ماند. اگر دانشجو نتواند پاسخ سؤالات ساده ای مرتبط با رشتۀ تخصصی اش رو، خودش پیدا کنه، فردا نخواهد توانست در کار حرفه ایش هم موفق باشه چون فردا در بازار کار از او به عنوان یک کارشناس در یک رشتۀ تخصصی انتظار دارند بتونه بسیا...

تجمع اعتراض آمیز دانشجویان روان شناسی دانشگاه بیرجند

چهارشنبه 15 مهر 1388 روزهای چهارشنبه را معمولاً برای انجام بهتر امور آموزشی و پژوهشی در دانشکده حضور ندارم ولی یکی از دوستان به من اطلاع داد که بالاخره صبردانشجویان نجیب روان شناسی بعد از سه سال به اتمام رسیده و امروز برای احقاق حق خود جلوی سازمان مرکزی دانشگاه بیرجند تجمع کرده اند. در مطالب قبلی پیرامون وضعیت گروه روان شناسی دانشگاه بیرجند مطالب زیادی نوشته ام که نیازی به تکرار نیست. اوضاع این دانشجویان به جای اینکه با تفکیک دانشکده بهتر شود به دلیل عدم توجه به درخواست های گروه متاسفانه در سال تحصیلی جدید بدتر هم شد. روزهای قبل این دانشجویان از این اتاق به آن اتاق بدون اینکه کسی باشد که آن ها را راهنمایی کند و مشکلات شان را برطرف کند سرگردان بودند. اوضاع برنامه های ارائه شده ی آن ها هم اسف بار! واحد تفاوت های فردی که درسی تخصصی است و باید در نیم سال های پایانی و بعد از اخذ دروسی تخصصی مانند روان شناسی هوش گذاشته شود را برای دانشجویان ورودی جدید ارائه کرده بودند. متأسفانه در مملکت ما حق گرفتنی است و نه دادنی. اگر کسی نجابت به خرج دهد حق او به راحتی پایمال می شود. حق این دانشجویان هم در...

ترجمه ی برخط به وسیله گوگل

چمعه 20 شهریور 1388 حتما شنیده اید گوگل سیستم ترجمه اش را برای متون فارسی فعال کرده است. به طور مثال ترجمه ی وبلاگ گذر عمر را روی این لینک می توانید مشاهده کنید. همان طور که مشخص است ترجمه ی دقیقی خصوصاً برای متون تخصصی و پیچیده ارائه نمی کند. اشتباهات جالبی هم دارد به طور مثال نام خامسان که در عربی به معنای پنجمین است را به صورت fifth ترجمه کرده است!! با تمام این خطاهای اجتناب ناپذیر، این امکانات رایگان می تواند در بعضی جاها به ویژه متون عمومی مورد استفاده قرار گیرد

شمع سوخته

شنبه سیزدهم تیرماه 1388 یکی از بهترین گروه های دانشجویی که طی مدت تدریس با آن ها کلاس داشته ام دانشجویان کارشناسی روان شناسی عمومی دانشگاه بوده اند. به جرات می توانم بگویم از تدریس در کلاس های این دانشجویان واقعاً لذت برده ام. بگذریم، این را گفتم تا وبلاگ یکی از این دانشجویان را معرفی کنم. صاحب وبلاگ یکی از دانشجویان خوب ورودی 1385 رشته ی روان شناسی است که نه شاعری و نه وبلاگ نویسی را در پیشنانیش نخوانده بودم!! این را هم اضافه کنم علی رغم اینکه بعضی می گویند سیاه رنگ عشقه!! به توصیه من رنگ زمینه ی وبلاگش را از سیاه تغییر و عکس غم انگیزی را که در حاشیه ی وبلاکش گذاشته بود، با این توجیه که ما روان شناس ها نباید پیام آور غم باشیم، عوض کرد. این هم شعری از این وبلاگ که با اعتراف شاعر سر کلاس نوشته!! روزی که تو را دیدم و پایم لرزید + دیدی که چه باران عجیبی بارید لبخند زدی و آسمان روشن شد + خورشید به هردو تای ما می خندید البته امیدوارم هیچ وقت پایش در مواجهه با امورات مادی نلرزد. و این شعر بسیار زیبا در مورد امام زمان (عج): آقاببین که ازپی هم جمعه ها گذشت + این جمعه هم رسید ولی بی شما گذشت یک...

کسی شما را به دانشگاه بیرجند دعوت نکرده است!!

یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 اخیراً به طور مکرر دانشجویان به من مراجعه می کنند و می گویند برای پیگیری خواسته ای به مسئولی مراجعه کرده ایم و پاسخ گرفته ایم که کسی برای شما دعوت نامه نفرستاده تا به دانشگاه بیرجند بیایید!! موضوع از منظر نحوۀ ارتباط وتعامل استاد یا مسئول با دانشجو اهمیت داشته و نیازمند توجه بیشتر است. ممکن است خواسته ی دانشجو بر حق نباشد (هر چند در یکی، دو مورد که به من مراجعه کرده اند به نظر می رسد حق با دانشجو است و ضعف و کمبود، نه در کمی امکانات بلکه در مدیریت نادرست است) ولی آیا این امر اجازه ی چنین پاسخی را به ما می دهد؟ فرض کنید به طور مثال دانشگاه اعلام کرده ما خوابگاه نداریم و دانشجو از این امر مطلع بوده است. آیا این امر این اجازه را به ما می دهد تا نتیجه بگیریم که او حق ندارد نگرانی خود را از این موضوع و حتی موضوعات دیگر به ما منتقل کند؟ نفس اینکه در دانشگاه که مکان خردورزی و رشد تفکر انتقادی است به جای بحث و گفتگو به تندی به دانشجو گفته شود: کسی برای شما کارت دعوت نفرستاده است!! و یا حتی او را متهم به شورش و توطئه و ... کنیم قابل توجه است. آیا در چنین دیالوگی...

احترام به هنجارها و مقررات

یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 در ایران اگر به جوانی (البته در مورد بزرگترها هم صادق است!) بگویند که به طور مثال این مکان (اعم از مدرسه، دانشگاه، اداره، بیمارستان و ....) مقررات خاصی دارد، به طور مثال نپوشیدن شلوار لی، و شما باید به آن احترام بگذارید، ممکن است ناراحت شود و کلی سروصدا راه بیندازد. اما واقعیت این است که در هر جای کره ی زمین که زندگی کنیم معیارهایی برای رفتار و گفتار وجود دارد که از افرادی که در آن جامعه زندگی می کنند درخواست می شود به آن پایبند باشند. این را نوشتم تا به شما پیشنهاد کنم این خبر را بخوانید. داستان مربوط به نوجوانی است که قرار است در 25 ماه می (چیزی حدود 15 روز دیگر) فارغ التحصیل شود اما چون مقررات مدرسه اش را رعایت نکرده، به حالت تعلیق درآمده. مقررات را هم برایتان می نویسم: در مدرسه ی این آقا پسر شنیدن موسیقی پاپ، رقص، دست در دست انداختن و بوسیدن و... غیرقانونی است. ( اشتباه نکنید مدرسه در ایران نیست در ایالت اوهایو آمریکا است). این آقا پسر هم علی رغم تذکر مدرسه به جشن رقص دوست دخترش در روز تعطیل و در مدرسه ای که این موارد ممنوع نیست رفته است!! تازه مدیر مدرسه...

اخلاق علمی

شنبه دوازده اردیبهشت 1388 یکی از دانشجویان به وسیله ی ایمیل موضوعی مطرح کرده و مشورتی خواسته بود که در نوع خودش جالبه! نوشته به دانشگاه آزاد برای کار (حق التدریسی) مراجعه کرده ولی پاسخ شنیده که نیازی به حق التدریس ندارند اما اگر ایشان حاضر باشد کار پژوهشی و مقاله بنویسد به شرط اینکه اسم اساتید دانشگاه آزاد نام نویسنده اصلی باشد از ایشان حمایت مالی می کنند!! سال ها پیش وقتی اولین مقاله تز دکتری ام را در دانشگاه یورک انگلیس آماده می کردم و به رسم ادب و البته عادت ایرانی نام استاد راهنما را اول نوشتم ایشان گفت کار را تو انجام داده ای چرا اسم من را ابتدا نوشته ای؟! بر اساس اخلاق حرفه ای باید کسی که کار اصلی را انجام داده نفر اول باشد و......... حال نمی دانم چه عنوانی را می توان روی این درخواست دانشگاه آزاد گذاشت. ان شاء الله که خطای موردی باشد نه سیستماتیک!! وقتی در عمل به آنچه اخلاق در حیطه کارهای علمی نامیده می شود معتقد نباشیم چه انتظاری داریم دانشجویان ما که در اواخر نوجوانی و اوایل جوانی هستند خطا نکنند و فعل غیر اخلاقی (از همه نوعش) انجام ندهند؟ وقتی برای آن ها از نظم و انظباط و پشتک...

روش کله پاچه در کنفرانس بین المللی!

چهارشنبه 14 اسفند 1387 دوست گرامی دکتر آقاابراهیمی که معرف حضور دوستان در دانشگاه بیرجند هستند از طریق ایمیل پیوندهایی در مورد یک شوخی که یک یا چند نفر از ایرانی ها با مسئولین همایشی انجام داده اند را برایم فرستاده اند. خلاصه اش این است که مقاله ای را به نام گوسفند، بز و بره فرستاده اند و روشی به نام کله پاچه را در مورد موضوعی مطرح کرده اند و مقاله قبول شده است. من فکر می کنم وقتی ما می خواهیم شوخی هایی از این دست بکنیم باید مواظب عواقب آن هم باشیم. اگر این ها هم مانند کاری که چند دانشجوی آمریکایی کردند و مقاله ای کاملا بدون معنی از یک سری لغات تصادفی تهیه می کردند و آنوقت کنفرانس مذکور مقاله را می پذیرفت می شد گفت کاری کرده اند. ولی اگر شما مقاله را بخوانید به جز سه اسم نویسنده و واژه کله پاچه بقیه خلاصه مقاله معنادار است. واقعا داوران همایش فکر کرده اند روشی تازه مطرح شده و برای همین آن را قبول کرده اند. اگر در آینده کنفرانس ها مقاله های ایرانی ها را چاپ نکنند باید عواقب آن را به این نوع شوخی ها مرتبط دانست. در ضمن وبلاگ جالبی تحت عنوان استادان علیه تقلب این مطلب را چاپ کرده که مطالب...

پول بدهید مقاله برایتان بنویسیم!!

یکشنبه 4 اسفند 1387 موضوع دزدی ادبی خصوصاً در کارهای دانشجویی یکی از مشکلات فراگیر در نظام آموزشی دنیا است. نباید تصور کنیم که این مشکل فقط دامن گیر کشور ماست. حتماً گزارش های متعدد از موسساتی که پروژه های دانشجویی در همۀ سطوح را می فروشند دیده اید و یا آگهی این موارد را در موسسات چاپ و تکثیر یا کافی نت ها مشاهد کرده اید. به هر صورت چیز عجیبی نیست. امثال من هم به عنوان استاد دانشگاه نیز ساعت ها وقت صرف می کنیم تا ببینیم آیا کارهای علمی به خود دانشجو تعلق دارد یا کپی است. بگذریم می خواستم این مقاله را بخوانید. اخیرا سایت هایی باز شده و به طور رسمی دانشجویان دانشگاه های معتبر انگلیس مانند آکسفورد و کمربیچ در قبال دریافت پول برای دانشجویان مقاله و سایر پروژه های علمی را می نویسند. اینجا هم آدرس بعضی از آن ها: یک / دو (خیال من که راحت است که اینها انگلیسی است و با قیمت هایی که دارند بعید است دانشجویان ما خیال خریداری مقاله یا پایان نامه از آن ها را داشته باشند چون در ایران این قلم ارزان تر است!!). قیمت ها هم جالب است: مقاله 2500 واژه ای برای تکلیف کارشناسی ، تحویل 6 روز بعد از 500 تا 750 ...